درمان دارویی کوکسیدیوز، یونوفرهها، ترکیبات شیمیایی و واکسن
مروری کامل بر مکانیسم اثر، دز مصرف و تداخلات کوکسیدیوستاتهای یونوفره و شیمیایی رایج در صنعت طیور، به همراه واکسیناسیون، برنامههای چرخشی و شاتل برای مدیریت مقاومت دارویی.
داروهای ضدکوکسیدیوز به دو خانواده اصلی یونوفره (آنتیبیوتیکی) و ترکیبات شیمیایی سنتتیک تقسیم میشوند.
از دهه ۱۹۸۰ مولکول کاملاً جدیدی در این خانواده کشف نشده؛ به همین دلیل مدیریت مقاومت دارویی (چرخش، شاتل، واکسن) اهمیت راهبردی دارد.
واکسنهای زنده تخفیفحدتیافته (Precocious Lines) با اختلاط با سویههای میدانی، حساسیت انگل به داروها را در چرخه بعدی بازمیگردانند.
برنامههای شاتل (تعویض دارو در یک دوره پرورش) و چرخشی (تعویض دارو بین دورهها)، دو استراتژی اصلی به تأخیر انداختن مقاومت هستند.
مقدمه و طبقهبندی کلی داروها
به منظور پیشگیری و درمان بیماری کوکسیدیوز در طیور به ویژه جوجههای گوشتی، راهکارهای متفاوتی مورد توجه و استفاده قرار گرفته است که دو روش استفاده از دارو و واکسیناسیون از جمله موفقترین روشها هستند. داروهای متعددی در پیشگیری و درمان دامپزشکی بیماری کوکسیدیوز در انواع طیور مورد استفاده قرار میگیرد که در ادامه تلاش شده است تا داروهای رایج در درمان و پیشگیری از کوکسیدیوز مورد اشاره قرار گیرد.
مبحث پیشگیری از کوکسیدیوز در مرغ به وسیله داروهای مخلوط در دان (پروفیلاکسیس) برای اولین بار در سال ۱۹۴۸ و با استفاده از سولفاکوئینوکسالین به عنوان اولین افزودنی خوراک طیور مطرح شد و طی سالیان بعد با رواج مصرف داروهای یونوفره و سنتتیک توسعه یافت. با این همه طی دهههای اخیر ترکیب ضدکوکسیدیوز کاملاً جدیدی برای استفاده در صنعت طیور کشف نشده است که موجب گزارشهای متعدد از بروز مقاومت به داروهای درمان کوکسیدیوز شده است. گونههای متفاوت انگل ایمریا و نحوه رشد و نمو آنها در بدن طیور به طور اختصاصی در مطلب کوکسیدیوز در طیور مورد بررسی قرار گرفته است و این تفاوت میتواند بر نحوه پاسخ به داروی کوکسیدیوستات مؤثر باشد.
داروهای کوکسیدیوز در طیور را میتوان در دو دسته کلی طبقهبندی کرد:
- آنتیبیوتیکهای پلیاتر یا یونوفرهها: این داروها طی فرآیند تخمیر با استفاده از قارچهای خانوادههای استرپتومایسس یا آکتینوباکتر تولید میشوند و موجب اختلال در تعادل یونی در دو طرف غشای سلول انگل میشوند.
- ترکیبات شیمیایی: این ترکیبات طی فرآیندی صنعتی ساخته میشوند و بر اساس سازوکار کنترل کوکسیدیوز طبقهبندی میشوند.
- جلوگیری از تنفس میتوکندری: دکوکوئینات و کلوپیدول
- جلوگیری از ساخت اسید فولیک: سولفانامیدها
- رقابت با تیامین در جذب: آمپرولیوم
- سازوکار ناشناخته: روبنیدین، دیکلازوریل، هالوفوگینون و نیکاربازین
داروهای کنترل کوکسیدیوز به شکل ترکیبی در قالب نامهای تجاری نیز به بازار ارائه شدهاند. این داروها اغلب ترکیبی از یک کوکسیدیوستات شیمیایی و یک داروی یونوفره (به عنوان مثال، محصول مکسیبان شرکت الانکو که ترکیبی از نیکاربازین و ناراسین است) یا ترکیبی از دو کوکسیدیوستات شیمیایی (محصول لربک شرکت ایمپکستراکو که ترکیبی از کلوپیدول و متیل بنزوکوئینات است) هستند. در گذشته استفاده از داروهای حاوی آرسنیک از جمله روکسارسون و مشتقات اسید آرسانیلیک و کربارسون در کنترل کوکسیدیوز متداول بود که پس از محرز شدن امکان تبدیل شکل آلی آرسنیک به نوع غیرآلی و بسیار سمی، مصرف این ترکیبات در بسیاری از کشورها ممنوع شد.
برخلاف تصور رایج، اتحادیه اروپا کوکسیدیوستاتهای یونوفره را به طور کامل ممنوع نکرده است؛ طرح ممنوعیت کامل این داروها چند بار در دستور کار قرار گرفته اما هر بار متوقف شده، زیرا کمیسیون اروپا تشخیص داده که «اقدامات بهداشتی و مدیریتی به تنهایی برای کنترل کوکسیدیوز کافی نیستند». با این حال، چون یونوفرهها از نظر ساختاری آنتیبیوتیک محسوب میشوند، مجوز آنها هر ۱۰ سال یک بار توسط EFSA بازبینی میشود و در برنامههای «بدون آنتیبیوتیک» (ABF) اغلب با واکسن جایگزین میشوند.
یونوفرههای پلیاتر
آنتیبیوتیکهای یونوفره برای اولین مرتبه در سال ۱۹۵۱ با جداسازی دو ترکیب نیجریسین (Nigericin) و اسید لازالوسید (Lasalocid Acid) از قارچ استرپتومایسس شناسایی شدند و نام یونوفره در سال ۱۹۶۷ برای آنها استفاده شد. از آن تاریخ تاکنون بیش از ۵۰ میکروارگانیسم با قابلیت تولید ترکیبات یونوفره و بیش از ۱۲۰ ترکیب متعلق به این خانواده شناسایی شده است. یونوفرهها مولکولهایی آلی با قابلیت اتصال به کاتیونهای فلزی و ایجاد کمپلکس محلول در چربی هستند که امکان عبور آنها از غشای سلول را تسهیل میکند. یونوفرهها همواره حاوی یک گروه کربوکسیل، حلقههای متعدد تتراهیدروپیران و تتراهیدروفیوران، گروههای متعدد هیدروکسیل و یک گروه کتون هستند و این گروهها نقش تعیینکننده در فرآیند ایجاد پیوند با کاتیون فلزی تکظرفیتی (موننسین و سالینومایسین) و کاتیون فلزی دوظرفیتی (لازالوسید) دارند. یونوفرههای تکظرفیتی متمایل به تشکیل پیوند با یون سدیم و پتاسیم بوده و انواع دوظرفیتی با کاتیون کلسیم و منیزیم وارد پیوند میشوند.
ترکیبات یونوفره پس از کشف، برای سالیان طولانی تنها گزینه پیشگیری از کوکسیدیوز در طیور بودند اما به سبب اینکه این گروه دارویی قادر به نابودی کامل انگل کوکسیدیوز نیست، به تدریج علائم بروز مقاومت دارویی متعاقب مصرف کوکسیدیوستاتهای یونوفره در مزارع پرورش و نگهداری طیور گزارش شد.
همان طور که پیش از این اشاره شد، یونوفرهها ترکیباتی هستند که قادر به تشکیل پیوند با یونها به ویژه سدیم و پتاسیم و انتقال آنها از غشای زیستی بوده و غلظت یون سدیم را در داخل سلول افزایش میدهند. متعاقب این عمل تعادل یونی در دو طرف غشای سلولی انگل بر هم خورده و با ادامه آن و جذب آب، در نهایت انگل میترکد. داروهای یونوفره بسته به نوع آنها، تمایل متفاوتی به ایجاد پیوند با کاتیونها دارند. این گروه از ترکیبات کوکسیدیوستات از محصولات تخمیری استرپتومایسس و دیگر گونههای قارچی به دست میآیند. یونوفرههای رایج در صنعت طیور شامل سالینومایسین، مادورامایسین، لازالوسید، موننسین، ناراسین، لیدلومایسین (Laidlomycin) و سمدورامایسین (Semduramycin) هستند که در بین آنها موننسین به دلیل نداشتن اثرات منفی روی حیوان و عملکرد مطلوب روی کنترل انواع گونههای کوکسیدیوز، در مقایسه با دیگر انواع رواج بیشتری در سطح جهان داشته است. از آنتیبیوتیکهای یونوفره به عنوان محرک رشد در دام استفاده میشود اما تاکنون در پزشکی انسانی به کار گرفته نشدهاند. لازم به توضیح است که ترکیبات یونوفره بر باکتریهای آلودهکننده خوراک طیور از جمله اشرشیاکلی، سالمونلا و کمپیلوباکتر بیتأثیر هستند.
حد مسمومیت ترکیبات یونوفره اغلب نزدیک به دز مصرف پیشنهادی است و از طرفی بسیاری از آنها با برخی آنتیبیوتیکهای درمانی تداخل دارند. در مطالعات متعدد تداخل ترکیبات یونوفره با تیامولین، کلرامفنیکل، اریترومایسین، اولئاندومایسین و تعدادی از سولفانامیدها گزارش شده است. همچنین یونوفرهها با برخی ترکیبات آنتیاکسیدان ناسازگارند. مسمومیت با ترکیبات یونوفره در گاو، اسب، سگ، گربه و پرندگان گزارش شده است. مسمومیت قلبی، تحلیل ماهیچهها و نوروپاتی به دلیل آسیب غشای میلین و آتاکسی از جمله نشانههای مسمومیت با ترکیبات یونوفره است.

موننسین
موننسین محصول تخمیری استرپتومایسس سیناموننسین (Streptomyces cinnamonensis) بوده و پرمصرفترین آنتیبیوتیک در کنترل کوکسیدیوز است که در سال ۱۹۶۷ کشف شد. مکانیسم اثر موننسین به صورت اختلال در نفوذپذیری غشای سلولی ایمریا نسبت به یون سدیم و پتاسیم بوده و با افزایش غلظت سدیم درونسلولی موجب متلاشی شدن سلول انگل میشود. بیشترین اثرگذاری این ترکیب روی نسل اول شیزونت و تروفوزوئیت بوده و اوج عملکرد آن در دو روز اول چرخه حیات کوکسیدیوز است.
موننسین با مقدار ۰.۰۱ تا ۰.۱۲۱ درصد از خوراک قادر به محافظت علیه تمام انواع ایمریا است. مصرف موننسین اغلب با بهبود عملکرد گله شامل وزن بدن و ضریب تبدیل غذایی همراه بوده و علاوه بر کوکسیدیوز، موجب کاهش درگیری با تورم نکروتیک روده میشود و طبق نتایج مطالعات در مقایسه با آمپرولیوم، کلوپیدول و زوآلن به نحو کارآمدتری کوکسیدیوز را کنترل میکند. طبق قوانین آمریکا، مصرف موننسین در جیره حداقل سه روز پیش از کشتار باید قطع شود و به طور کلی نباید در طیور در حال تخمگذاری مصرف شود.
مصرف این دارو همراه با کلرامفنیکل و اریترومایسین میتواند موجب مسمومیت شود و مصرف همزمان موننسین با تیامولین و اولئاندومایسین باعث میوپاتی، ضعف شدید و توقف رشد میشود. مواردی از کاهش رشد جوجه گوشتی به دنبال مصرف موننسین در فصل گرما گزارش شده است که با افزایش سطح پتاسیم جیره رفع میشود. برخی از مطالعات قدیمی به تداخل موننسین با متیونین و کاهش سرعت رشد اشاره کردهاند که تاکنون سازوکار مستندی در این ارتباط یافت نشده است. مسمومیت اسب با موننسین و مرگ در اثر آن به کرات گزارش شده است.
موننسین با کلرامفنیکل، فلورفنیکل، سولفانامیدها و اریترومایسین تداخل داشته و نباید به طور همزمان مصرف شود. موننسین همچنین به دلیل داشتن اثر ثانویه کاهش مصرف آب در گله، از گزینههای مطلوب برای فصل سرما به حساب میآید.
لازالوسید
لازالوسید ترکیب تخمیری دیگری است که از استرپتومایسس لازالینسیس (Streptomyces lasaliensis) به دست میآید و از فعالیت ضدکوکسیدیوزی قوی برخوردار است. دز مؤثر این دارو در خوراک معادل ۰.۰۰۵ تا ۰.۰۰۷۵ درصد است و همانند موننسین باعث بهبود ضریب تبدیل غذایی و وزن بدن در جوجه گوشتی میشود. لازالوسید علاوه بر یونهای تکظرفیتی، روی انتقال کاتیونهای دوظرفیتی در غشای سلول انگل کوکسیدیوز نیز مؤثر است و به همین دلیل تنها یونوفره دوظرفیتی به حساب میآید. بهکارگیری لازالوسید در خوراک جوجه گوشتی موجب بهبود عملکرد و سرعت رشد میشود.
لازالوسید با وجودی که از جمله کمخطرترین ترکیبات یونوفره برای طیور محسوب میشود، با کلرامفنیکل تداخل دارویی داشته و موجب نوعی مسمومیت عصبی در جوجه میشود که نخاع و عصب سیاتیک را درگیر میسازد. مصرف همزمان لازالوسید و تیامولین فاقد تأثیر منفی است.
استفاده از لازالوسید در خوراک مرغان مادر حتی به صورت اتفاقی موجب کاهش شدید تخمگذاری، باروری و جوجهدرآوری میشود. همچنین جوجههایی که از این مادران تفریخ میشوند، اغلب مبتلا به ناهماهنگی عضلانی، ضعف در ماهیچههای پا و فلجی هستند.
در برخی از منابع قدیمی، مصرف لازالوسید در زمان تنش گرمایی توصیه نشده است اما به نظر میرسد شواهد متقنی در این ارتباط وجود ندارد.
سالینومایسین
این ترکیب از محیط کشت استرپتومایسس آلبوس (Streptomyces albus) استخراج میشود و از نظر ساختمانی و مکانیسم عمل شبیه موننسین است اما برخلاف موننسین، تمایل بسیار زیادی به کاتیون پتاسیم دارد و موجب تخلیه میتوکندری و سیتوپلاسم از یون پتاسیم میشود. دز رایج برای سالینومایسین ۰.۰۱ درصد بوده که در مطالعات از نظر خاصیت ضدکوکسیدیوزی معادل ۰.۰۱۲۱ درصد موننسین است. سالینومایسین علاوه بر انگل ایمریا، بر باکتریهای گرم مثبت به ویژه مایکوباکتریا و برخی قارچهای فیلامنتوس مؤثر است.
سالینومایسین در بوقلمون و طیور در حال تخمگذاری توصیه نمیشود و نیز از استفاده همزمان این دارو با تیامولین باید اجتناب کرد. حداقل فاصله زمانی بین قطع مصرف تیامولین تا زمان آغاز استفاده از سالینومایسین پنج روز است. سالینومایسین با کلرامفنیکل، فلورفنیکل و اریترومایسین تداخل داشته و نباید به طور همزمان مصرف شود. مصرف توأم سالینومایسین با باسیتراسین متیلن دیسالیسیلات موجب تقویت اثر آنها میشود. با این همه، سالینومایسین کمخطرترین ترکیب یونوفره است.
به تازگی نتایج امیدبخش استفاده از سالینومایسین در درمان سرطان پستان و مغز استخوان و پیشگیری از متاستاز در موش به دست آمده است.
مادورامایسین
مادورامایسین که با نام یومامایسین (Yumamycin) نیز شناخته میشود، از قدرتمندترین کوکسیدیوستاتهای یونوفره پلیاتر بوده و در دز ۵ تا ۶ پیپیام از فعالیت و عملکردی مشابه با دیگر یونوفرهها برخوردار است. این ترکیب برای اولین بار از باکتری آکتینومادورا یومانسیس (Actinomadura yumaensis) استحصال شد و از نظر ساختمانی در مقایسه با دیگر یونوفرهها، یک مولکول بزرگ هتروسیکل محسوب میشود که با وجود تمایل بیشتر به کاتیونهای فلزی تکظرفیتی، با یون کلسیم و منیزیم هم تشکیل پیوند میدهد. مادورامایسین به دلیل برقراری اتصال با یونهای سدیم و پتاسیم، غشای سلول انگل را نسبت به این کاتیونها نفوذناپذیر کرده و سوختوساز سلولی را مختل میسازد. بیشترین اثر مادورامایسین پیش از تولید مثل جنسی است و مانع از تکامل شیزونتها میشود.
مادورامایسین تنها در جوجه گوشتی کاربرد داشته و در دیگر انواع طیور مانند مرغ مادر و تخمگذار تجاری استفاده نمیشود. مصرف این دارو حداقل پنج روز پیش از کشتار باید قطع شود. این دارو نیز همانند دیگر یونوفرهها بهتر است همراه با تیامولین مصرف نشود. این ترکیب در میان ترکیبات یونوفره، از بیشترین میزان سمیت برای حیوانات غیرهدف و انسان برخوردار است. مسمومیت با مادورامایسین موجب آسیب شدید قلب و عروق شده و همچنین باعث توقف تکثیر و تحریک مرگ سلولی در مایوبلاستها میشود.
سمدورامایسین
سمدورامایسین از آکتینومادورا رزئوروفا (Actinomadura roseorufa) به دست میآید که علاوه بر آنکه به نحوی سودمند بر ایمریا مؤثر است، جوجه گوشتی نیز بدون بازخورد منفی آن را تحمل میکند.
ناراسین
ناراسین از قارچ استرپتومایسس اروفاسینس (Streptomyces aureofaciens) استحصال میشود. ناراسین به عنوان کوکسیدیوستات یونوفره تکظرفیتی از نظر ساختمانی مشابه سالینومایسین بوده و تنها تفاوت آن یک گروه متیله مازاد است و به همین دلیل ۴اس-۴-متیل سالینومایسین هم نامیده میشود.
از مصرف ناراسین در طیور در حال تخمگذاری باید اجتناب شود و مصرف همزمان آن با تیامولین همچون موننسین موجب افت شدید رشد میشود. دوره پرهیز از ناراسین پنج روز است. ناراسین با کلرامفنیکل، فلورفنیکل، سولفاکینوکسالین و اریترومایسین تداخل داشته و نباید به طور همزمان مصرف شود. مسمومیت با دز بالای ناراسین موجب مرگ در خوک، ضعف ماهیچه پا و فلجی در بوقلمون و مشکلات قلبی در خرگوش شد.
ناراسین در کنار موننسین و نیکاربازین از پرمصرفترین داروهای ضدکوکسیدیوز در آمریکا محسوب میشود. ترکیب ناراسین و دیکلازوریل از جمله داروهای تجاری موفق در کنترل کوکسیدیوز به حساب میآید. همچنین ترکیب ناراسین و نیکاربازین با نسبت یک به یک از جمله کمپلکسهای موفق درمان کوکسیدیوز در طیور است که تحت عنوان ماکسیبان (Maxiban) به بازار عرضه شده است.

ترکیبات سنتتیک (شیمیایی)
این گروه از داروهای ضدکوکسیدیوز از نظر ساختار شیمیایی و مکانیسم اثر بسیار متنوع بوده و اغلب به طور مصنوعی در آزمایشگاه تولید میشوند. کوکسیدیوستاتهای سنتتیک از نظر ساختار مولکولی به چند گروه شامل فلوروکینولونها، پریدینولها، آلکالوئیدها، گوانیدینها، آنالوگهای تیامین و مشتقات تریآزین دستهبندی میشوند. مهمترین کوکسیدیوستاتها از این گروه شامل سولفانامیدها، روبنیدین، نیکاربازین، دیکلازوریل، آمپرولیوم و اتوپابات هستند. مکانیسم اثر برخی از ترکیبات سنتتیک شناخته شده است اما برای برخی از این ترکیبات از جمله دیکلازوریل، نیکاربازین، هالوفوگینون و روبنیدین، این فرآیند ناشناخته است.
گروه بزرگی از ترکیبات کوکسیدیوستات شیمیایی به واسطه ایجاد اختلال در سنتز یا متابولیسم اسید فولیک، مانع از توسعه و تکامل انگل ایمریا میشوند. اغلب این کوکسیدیوستاتها از جمله سولفانامیدها، ۲،۴-دیآمینو پریمیدینها و اتوپابات به دلیل آنتاگونیست بودن با اسید فولیک و شباهت ساختمانی با پیآمینو اسید بنزوئیک (PABA) به عنوان پیشساز اسید فولیک، مانع از سنتز این ویتامین توسط انگل میشوند. همچنین تعدادی از ترکیبات شیمیایی مانند دیاوردین و اورمتوپریم (Ormetoprim) باعث اختلال در عملکرد طبیعی آنزیم دیهیدروفولات ردوکتاز میشوند. از آنجایی که گسترش کوکسیدیوز نیاز به تولید فراوان اسیدهای نوکلئیک دارد، نیاز اسید فولیک افزایش مییابد. این در حالی است که حیوان میزبان قادر به برداشت اسید فولیک موجود در خوراک بوده و نیازی به PABA ندارد.
جلوگیری از تنفس میتوکندریایی انگل به سبب تفاوت سازوکار آن با نحوه عملکرد میتوکندری مهرهداران، هدف برخی از مهمترین کوکسیدیوستاتهای شیمیایی است. به عنوان مثال، اووسیت ایمریا تنلا به طور عمده از سوکسینات یا مالات به علاوه پیروات جهت مصرف اکسیژن استفاده میکند و از آنجایی که زنجیره تنفسی انگل تا حد زیادی به روتنون و آموباربیتال مقاوم است، میتوان چنین برداشت کرد که NADH دهیدروژناز از اهمیت کمتری در مقایسه با سوکسینات دهیدروژناز برخوردار است. کلوپیدول و کینولونها به این طریق مانع از تنفس سلولی در مراحل اولیه تکامل ایمریا میشوند.
سولفانامیدها
سولفانامیدها به دلیل ویژگی ضدباکتریایی و ضدانگلی، کاربرد وسیعی در داروسازی دارند و از قدیمیترین داروهای ضدکوکسیدیوز محسوب میشوند که در ضمن اثر وسیعالطیفی بر باکتریهای گرم مثبت و منفی دارند. سولفاکوئینوکسالین (Sulfaquinoxaline)، سولفادیمیدین، سولفادیمتوکسین (Sulfadimethoxine)، سولفانیتران و سولفاگوانیدین از جمله رایجترین انواع سولفانامیدها در درمان کوکسیدیوز هستند و از اثرات وسیعی روی انواع انگلهای عامل این بیماری برخوردار بوده و در زمان اپیدمی بیماری جزو بهترین انتخابها محسوب میشوند. نکته مهم در مورد ترکیبات سولفانامیدی، اثر ضعیف آنها در کنترل و درمان ایمریا تنلا است. اغلب سولفانامیدها در مقدار مصرف پایین سبب توقف نسل دوم تولید شیزونتهای ایمریا شده و در دزهای بالا علاوه بر این اثر، موجب توقف تولید نسل اول شیزونت و تولید مثل جنسی ایمریا میشوند. ایمریا قادر به سنتز اسید فولیک (ویتامین B9) از پیآمینو اسید بنزوئیک (PABA) موجود در محیط برای متابولیسم سلولی است، این در حالی است که سولفانامیدها از نظر ساختمانی بسیار شبیه PABA بوده و با جایگزینی آن در سلول مانع تولید اسید فولیک میشوند. ماحصل این رخداد، توقف واکنشهای وابسته به اسید فولیک و مرگ تکیاخته است. سلولهای حیوان میزبان نیز وابسته به اسید فولیک هستند اما به دلیل دریافت مستقیم آن از خوراک و عدم سنتز سلولی آن، حضور سولفانامیدها فاقد تأثیر منفی معنیدار روی میزبان خواهد بود. اغلب توصیه بر این است که دیآمینو پریمیدین به دلیل ممانعت از تبدیل فولاسین به اسید تتراهیدروفولیک در کنار داروهای سولفانامیدی استفاده شود تا موجب تکمیل و تقویت اثر ضدکوکسیدیوزی آن گردد.

امروزه در اغلب کشورها از جمله اروپا، استفاده از داروهای سولفانامید در مهار کوکسیدیوز طیور به دلیل حضور ترکیبات باقیمانده در محصول ممنوع شده است. با این حال در آمریکا و تحت شرایط خاص در زمان درگیریهای شدید کوکسیدیوز میتوان از ترکیب سولفادیمتوکسین و اورمتوپریم در جوجه گوشتی استفاده کرد، مشروط بر آنکه دارو حداقل پنج روز پیش از کشتار حذف شود.
مهمترین داروهای سولفانامیدی در درمان کوکسیدیوز طیور به شرح زیر است:
سولفادیمیدین
این ترکیب در بسیاری از نقاط جهان کماکان به عنوان یک داروی مؤثر در زمان شیوع کوکسیدیوز استفاده میشود اما در آمریکای شمالی و اروپای غربی تقریباً به طور کامل با ترکیبات دیگر جایگزین شده است. دز مصرف سولفادیمیدین در خوراک ۰.۴ درصد و در آب آشامیدنی ۰.۲ درصد است و در موارد درگیری شدید کوکسیدیوز به خصوص ایمریا تنلا و نکاتریکس استفاده میشود. این دارو موجب توقف سنتز ویتامین K در روده شده و زمان انعقاد خون در حیوان میزبان را افزایش میدهد که از عوارض ناخواسته آن است. سولفادیمیدین در دزهای بالا باعث کاهش تولید تخممرغ در مرغ تخمگذار شده و همچنین موجب هایپرپلازی لولههای سمینیفر در بیضه خروس میشود.
سولفاکوئینوکسالین
سولفاکوئینوکسالینها متداولترین، پرمصرفترین و از مؤثرترین داروهای سولفانامیدی در کنترل کوکسیدیوز محسوب میشوند. دز درمانی و پیشگیری سولفاکوئینوکسالین برای کوکسیدیوز به ترتیب معادل ۰.۵ و ۰.۰۳ درصد خوراک است. این دارو همچنین با دز ۰.۰۴۳ درصد در دو بازه زمانی دوروزه با فاصله سه تا پنج روز برای درمان کوکسیدیوز استفاده میشود. بیشترین اثر سولفاکوئینوکسالین روی مرحله شیزوگونی است. مصرف طولانی این دارو با دز بالا اغلب موجب عوارض نامطلوب شدید شامل خونریزی در اندامهای داخلی به ویژه طحال، هایپوپلازی مغز استخوان و آرگانولوزیس در پرنده میزبان میشود که به طور عمده ناشی از کمبود ویتامین K است. سولفاکوئینوکسالین طبق استاندارد حداقل شش روز پیش از کشتار باید حذف شود و تخممرغ تولیدشده در زمان استفاده از آن نباید به مصرف انسان برسد.
سولفادیمتوکسین
این دارو تنها داروی مورد تأیید برای درمان کوکسیدیوز در سگ و گربه است و به ندرت در طیور مصرف میشود.
فلوروکینولونها
ترکیبات کینولون برای اولین بار در سال ۱۹۶۲ کشف شد و پس از آن با اعمال تغییرات زیادی در ساختار شیمیایی آن، تلاش شد تا ویژگیهای فارماکوکینتیک آن ارتقا داده شود. ترکیبات کینولون به طور کلی ترکیبات باکتریوسید وسیعالطیفی با وجه اشتراک یک مولکول دوحلقهای (بایسیکلیک) متصل به گروه ۴-کینولون هستند که در صنعت داروسازی کاربرد زیادی دارند. تمام آنتیبیوتیکهای کینولون رایج فلوروکینولون بوده و به عبارتی واجد یک اتم فلوئور در ساختار شیمیایی خود هستند. تاکنون صدها نوع از کینولونها سنتز شده که تعدادی از آنها واجد اثرات ضدانگلی هستند. باکینولات، دکوکوئینات و نکوئینات کینولونهایی هستند که اثر ضدکوکسیدیوزی آنها در طیور و به ویژه مرغ تأیید شده است. این گروه از کوکسیدیوستاتها در آب محلول نبوده و به همین دلیل جذب بسیار پایینی از طریق روده دارند و در بافتهای پرنده میزبان تجمع نمییابند. کبد تنها بافتی است که کینولونها به مقدار بسیار اندک در آن ذخیره میشوند. این ترکیبات روی مرحله اسپروزوئیت و اوایل تروفوزوئیت مؤثر بوده و با وجودی که اسپور قابلیت نفوذ خود به درون سلول روده میزبان را حفظ میکند اما قادر به ادامه حیات نیست. بیشترین اثر این دارو روی بیست و چهار ساعت اول چرخه حیات کوکسیدیوز بوده و بنابراین مصرف آن هنگامی مؤثر خواهد بود که پیش از درگیری از آن استفاده شود. کینولونها به طور عمده سبب اختلال در تنفس سلولی و انتقال الکترون در سیتوکروم میتوکندری کوکسیدیا میشوند و از این طریق عمل میکنند.
دکوکوئینات
دکوکوئینات (۶-اتیل-۷-اتوکسی-۴-هیدروکسی-۳-کینولین کربوکسیلات) (Decoquinate) که در سال ۱۹۶۷ کشف شد، موجب جلوگیری از انتقال الکترون و تنفس در میتوکندری انگل ایمریا شده و به این ترتیب مانع از تکامل آن میشود. با این حال تأثیر دکوکوئینات در درمان شیوع کوکسیدیوز در طیور مورد تردید است زیرا به نظر میرسد قادر به نابودی کامل اووسیت ایمریا در پرندگان نیست. این مشکل دکوکوئینات سبب شده به دلیل احتمال ایجاد سویههای مقاوم، مصرف آن در درمان کوکسیدیوز طیور به شدت محدود شود. مصرف دکوکوئینات در کنار کلوپیدول موجب همافزایی قابل توجه تأثیر آنها در کنترل کوکسیدیوز میشود. این دارو نسبت به دمای پلتکردن حساس بوده و تخریب میشود. امروزه استفاده از این ترکیب شیمیایی (با یا بدون کلوپیدول) در طیور به دلیل بروز سریع مقاومت دارویی به شدت محدود شده است.
دکوکوئینات به طور گسترده در درمان برخی عفونتهای باکتریایی در سگ و گربه از جمله میوزیت کاربرد دارد.

متیل بنزوکوئینات
استر آلکوکسی کینولون بوده و در کنترل کوکسیدیوز با کلوپیدول خاصیت همافزایی دارد. خواص و سازوکار عمل متیل بنزوکوئینات مشابه با دکوکوئینات بوده و استفاده از آن در کنترل بیماری کوکسیدیوز منسوخ شده است.
باکینولات
این دارو واجد اثرات وسیع کنترلکننده روی انواع ایمریا است. باکینولات موجب توقف فعالیت زیستی اسپروزوئیت ایمریا میشود اما آن را نمیکشد. دز متداول باکینولات ۰.۰۰۸۲۵ درصد در خوراک است. سمیت باکینولات بسیار اندک بوده و پس از قطع مصرف، با سرعت زیاد از بافتهای بدن تخلیه میشود.
نیکاربازین
نیکاربازین ترکیبی از دو مولکول ۲-هیدروکسی-۴,۶-دیمتیلپریمیدین یا به اختصار HPD و ۴,'۴-دینیتروکربانیلاید یا به اختصار DNC با مولاریته یکسان است. ترکیب HPD در مقایسه با DNC با سرعت کمتری از روده جذب میشود اما ماندگاری آن در بافت بالاتر است و همین شیوه عمل دوگانه از مهمترین ویژگیهای کوکسیدیوستات نیکاربازین است.
نیکاربازین که استفاده از آن به عنوان کوکسیدیوستات از سال ۱۹۵۵ رایج شده، از دامنه وسیع فعالیت علیه انواع ایمریا برخوردار بوده و بیشترین اثر آن علیه شیزونتهایی است که پس از نسل اول تقسیم سلولی ایمریا پدید میآیند. اثر ثانویه این ترکیب، جلوگیری از تولید مثل جنسی تکیاختههای عامل بیماری کوکسیدیوز است. نیکاربازین معمولاً در قالب پرمیکس ۲۲.۵ درصد در بازار موجود بوده که پس از ترکیب با خوراک با غلظت ۰.۰۱۲۵ درصد وارد بدن پرنده میشود. نیکاربازین پس از ورود به درون سلول انگل، سبب توقف تولید ATP در سیتوپلاسم کوکسیدیا شده و بدین ترتیب تأمین انرژی برای فرآیندهای سلولی از جمله پمپ سدیم-پتاسیم مختل میشود. به دنبال از کار افتادن پمپ سدیم-پتاسیم در غشای سلولی، سدیم مازاد از سلول خارج نشده و به دنبال آن آب وارد سلول میشود که در نهایت موجب تورم و متلاشی شدن کوکسیدیا میشود. این شکل از عمل علیه کوکسیدیا سبب شده تا در شرایط بروز مقاومت نسبت به دیگر داروها، نیکاربازین همچنان با موفقیت کامل عمل کند.
کوکسیدیوستات نیکاربازین معمولاً فقط برای جوجه گوشتی استفاده میشود و مصرف آن در طیور تخمگذار باعث کاهش تولید تخممرغ و میزان باروری آنها میشود. نیکاربازین همچنین سبب دپیگمانتاسیون (از بین رفتن رنگدانه) در تخممرغ قهوهای و لکهدار شدن و وارفتگی زرده میشود. در جوجه گوشتی توصیه بر این است که حداقل چهار روز پیش از کشتار، نیکاربازین از جیره حذف شود. در خصوص مسمومیت طیور با نیکاربازین، مطلب مسمومیت در طیور را بخوانید.
مصرف نیکاربازین از آنجایی که تعادل الکترولیتی و آب را در بدن پرنده دچار چالش میکند، در شرایط تنش گرمایی گزینه مطلوبی نبوده و موجب افزایش قابل توجه تلفات و افت عملکرد میشود. استفاده از نیکاربازین در دو هفته اول زندگی جوجه گوشتی و پس از آن ادامه مسیر با ترکیبات یونوفره، از استراتژیهای متداول در کنترل کوکسیدیوز در آمریکا طی فصل زمستان محسوب میشود؛ همین الگو در ادامه، زیر عنوان «برنامه شاتل» توضیح داده شده است. نیکاربازین دارای اثرات همافزایی با ناراسین بوده و داروهای ترکیبی آنها با اثربخشی بالا به بازار عرضه شدهاند.

آمپرولیوم
ساختار شیمیایی کوکسیدیوستات آمپرولیوم به دلیل شباهت ساختمانی، آنتاگونیست تیامین (ویتامین B1) محسوب میشود و حضور آن مانع از تشکیل تیامین پیروفسفات به عنوان پیشنیاز بسیاری از واکنشهای ضروری در سلول میشود. آمپرولیوم از بیشترین اثرگذاری بر گونههای تنلا، نکاتریکس، آسرولینا و در درجه بعدی روی ایمریا ماکسیما برخوردار است. به همین دلیل آمپرولیوم اغلب همراه با ترکیبات آنتاگونیست اسید فولیک (فولاسین) مانند سولفانامیدها به ویژه سولفاکوئینوکسالین، اتوپابات و حتی پریمتامین (Pyrimethamine) عرضه میشود تا بهترین نتیجه از نظر کنترل کوکسیدیوز حاصل شود. آمپرولیوم از جمله داروهایی است که امکان مصرف آن به دفعات بدون بازخورد منفی روی گله مقدور است.
| ترکیب | نقش |
|---|---|
| تیامین (ویتامین B1) | کوفاکتور ضروری متابولیسم سلولی طبیعی |
| آمپرولیوم | آنتاگونیست ساختاری تیامین در سلول انگل ایمریا |
بیشترین اثرگذاری این ترکیب روی شیزونتها و نسل اول تروفوزوئیتها بوده و اوج فعالیت آن در روز سوم چرخه حیات کوکسیدیوز مشاهده میشود. آمپرولیوم همچنین سبب اختلال در فرآیند تولید مثل جنسی کوکسیدیا، گامتوگونی و تولید اسپور اووسیت میگردد.
طی سالیان اخیر به دلیل استفاده بیش از حد از آمپرولیوم، بروز مقاومت دارویی نسبت به آن گزارش شده است. همچنین به دلیل اثرگذاری ضعیف آمپرولیوم بر ایمریا ماکسیما و برخی گونههای دیگر ایمریا، به ندرت به تنهایی مصرف میشود. در صورتی که استفاده از آمپرولیوم به تنهایی باشد، اغلب در دز ۰.۰۱۲۵ درصد پیشنهاد میشود و اگر در کنار داروی دیگری استفاده گردد، معمولاً از نصف این دز استفاده میشود. ترکیب آمپرولیوم با سولفاکوئینوکسالین (هر یک به میزان ۰.۰۰۶ درصد) اغلب منجر به کسب بهترین نتیجه در کنترل کوکسیدیوز میشود. آمپرولیوم تنها داروی تأییدشده جهت استفاده در مرغان تخمگذار تجاری حین تولید تخممرغ به منظور پیشگیری و درمان کوکسیدیوز است.
باید توجه داشت که آمپرولیوم با شدتهای مختلف، آنتاگونیست ترکیبات فعال در خوراک طیور به ویژه تیامین محسوب میشود و احتمال بروز کمبود تیامین در حیوان میزبان محتمل است. افزودن تیامین به خوراک پرنده میتواند از بروز احتمالی کمبود پیشگیری کند. از طرفی استفاده از آن در جیرههای حاوی سطوح بالای کولین میتواند منجر به تولید اسید پیکریک شود که ترکیبی سمی بوده و ممکن است موجب تلفات و افت عملکرد گله شود.
آمپرولیوم با فورازولیدون تداخل داشته و نباید به طور همزمان مصرف شود و همچنین به دمای پخت (پلتکردن) و تغییرات اسیدیته خوراک حساس بوده و تخریب میشود.
اتوپابات
اتوپابات از نظر ساختمانی آریلآمید حاوی یک حلقه فنیل است و جزو ایمنترین داروهای ضدکوکسیدیوز به حساب میآید. اتوپابات روی همه گونههای ایمریا به جز انواع سکومی مؤثر است. مکانیسم اثر اتوپابات، رقابت با PABA برای جذب توسط ایمریا است و به همین دلیل موجب اختلال در ساخت اسید فولیک توسط انگل میشود و اوج فعالیت آن در چهارمین روز چرخه زندگی انگل به حداکثر خود میرسد. این دارو روی ایمریا آسرولینا و برخی سویههای ماکسیما و برونتی بسیار موفق عمل میکند. این دارو در بعد تجاری به دلیل عدم تأثیرگذاری بر ایمریا تنلا، صرفاً همراه با آمپرولیوم عرضه شده و اغلب از دز چهار پیپیام اتوپابات و ۴۰ پیپیام آمپرولیوم استفاده میشود. این دارو نیاز به قطع مصرف پیش از کشتار ندارد.
کلوپیدول (کلوپیندول)
کلوپیدول یا کلوپیندول تنها ترکیب کوکسیدیوستات از خانواده پریدینولها است که اثرات قابل قبولی در کنترل این بیماری داشته است. کلوپیدول روی مراحل اسپروزوئیت و تروفوزوئیت ایمریا مؤثر بوده و مانع تنفس سلولی انگل میشود. طبق تحقیقات انجامشده، کلوپیدول از بیشترین اثر نابودکنندگی روی اسپور کوکسیدیوز در بین داروهای رایج برخوردار است و بنابراین عملکرد مطلوب آن تنها زمانی است که پیش از آلودگی گله به کوکسیدیوز، وارد جیره غذایی گله شده باشد. بر این اساس در صورت انتخاب کلوپیدول به عنوان کوکسیدیوستات، باید از روز اول زندگی جوجه وارد خوراک شود. کلوپیدول مانع از فعال شدن اسپور ایمریا در اپیتلیوم روده میزبان میشود و به همین دلیل به محض قطع شدن دارو، علائم درگیری بروز پیدا میکند.
کلوپیدول معمولاً با دز ۱۲۵ پیپیام در خوراک استفاده میشود و نیازی به قطع مصرف آن پیش از کشتار نیست. کلوپیدول با فورازولیدون تداخل داشته و نباید به طور همزمان مصرف شود.
روبنیدین
روبنیدین از مشتقات مصنوعی گوانیدین بوده و در آمریکا برخلاف اروپا و آمریکای جنوبی به ندرت استفاده میشود. روبنیدین بر مراحل اولیه توسعه درونسلولی کوکسیدیا مؤثر نیست اما به دلیل داشتن اثر بازدارندگی روی فسفریلاسیون اکسیداتیو سلول ایمریا، موجب اختلال در چرخه حیات و مرگ شیزونتهای نسل اول و دوم میشود.

هالوفوگینون
هالوفوگینون (Halofuginone) از مشتقات کوئینازولینون بوده و در واقع ترکیبی آلکالوئیدی با منشأ گیاهی است. اولین کاربرد هالوفوگینون به عنوان داروی ضدمالاریا در چین بوده است. این دارو به عنوان یک ترکیب کوکسیدیوستات و نیز کوکسیدیوسیدال از عملکرد مطلوب برخوردار است و بیشترین اثر آن روی نسل اول و دوم شیزونت است. مکانیسم اثر هالوفوگینون در کنترل کوکسیدیوز نامشخص است.
این دارو در مقدار سه پیپیام در خوراک توصیه میشود و در مرغ تخمگذار مصرف نمیشود. آنتیبیوتیک فلاوومایسین با هالوفوگینون اثرات همافزایی دارد و یکدیگر را تقویت میکنند. دوره پرهیز از مصرف هالوفوگینون برای جوجه گوشتی حداقل پنج روز و برای بوقلمون حداقل هفت روز است. هالوفوگینون برای آبزیان به شدت سمی است.
دیکلازوریل
دیکلازوریل همچون تولترازوریل ترکیبی متعلق به کوکسیدیوستاتهای شیمیایی بوده و از گروه تریآزینها (ترکیبات ناجور حلقه حاوی نیتروژن) و مشتق از بنزن استونیتریل است. این کوکسیدیوستات در واقع یک ترکیب آنالوگ نوکلئوزید است و موجب اختلال در ساخت اسیدهای نوکلئیک میشود و به نظر میرسد بیشترین تأثیر را بر مراحل نهایی تکامل کوکسیدیا دارد. دیکلازوریل با مهار کلیه مراحل جنسی و غیرجنسی حیات کوکسیدیا از طریق متوقفسازی تقسیم سلولی شیزونت و مهار ساخت دیواره میکروگامت عمل میکند و روی تمام گونههای ایمریا مؤثر است. دیکلازوریل با تأثیر بر فرآیند ساخت دیواره انگل، سبب عدم توسعه یکنواخت و ضخامت غیرطبیعی آن میشود. همچنین دیکلازوریل موجب کاهش قابل توجه ساخت mRNA سرین/ترئونین پروتئین فسفات تیپ ۵ (PP5) در سلول ایمریا به عنوان یکی از پروتئینهای تنظیمگر مهم در یوکاریوتها میشود. با این حال مکانیسم عمل دقیق دیکلازوریل مشخص نیست و این تغییرات ممکن است تنها عواقب ناشی از فعال شدن سازوکار عمل اصلی باشند.
دیکلازوریل در خوراک و معمولاً به میزان یک پیپیام مورد استفاده قرار میگیرد.
تولترازوریل
تولترازوریل ترکیبی مشابه دیکلازوریل بوده و عمدتاً در آب آشامیدنی استفاده میشود. این دارو مشابه دیکلازوریل روی اغلب گونههای ایمریا مؤثر بوده و به ویژه از عملکرد بسیار خوبی روی ایمریا تنلا برخوردار است. تولترازوریل باعث اختلال در بیوسنتز پریمیدین میتوکندریایی شده و به این ترتیب چرخه تنفسی انگل را متوقف میکند. این ترکیب همچنین بر ارگانلهای شبهپلاستید تأثیر میگذارد. تولترازوریل که یک ناجور حلقه حاوی نیتروژن است، یکی از تریآزینهای مؤثر بر مراحل درونسلولی شیزوگونی و گاموگونی بوده و بیشترین تأثیر خود را بر میتوکندری و شبکه آندوپلاسمی انگل وارد میکند. آنزیمهای تنفس سلولی مانند سوکسینات سیتوکروم C ردوکتاز، NADH اکسیداز و فومارات ردوکتاز به همراه آنزیمهای دخیل در سنتز پریمیدین توسط تولترازوریل متوقف میشوند.

واکسیناسیون علیه کوکسیدیوز
از آنجا که در دهههای اخیر مولکول کاملاً جدیدی در خانواده کوکسیدیوستاتهای شیمیایی یا یونوفره کشف نشده، واکسیناسیون به دومین ستون اصلی کنترل کوکسیدیوز در کنار دارو تبدیل شده است. واکسنهای زنده کوکسیدیوز از دو نوع اووسیت تشکیل میشوند:
- سویههای وحشی (غیرتخفیفحدتیافته): حاوی اووسیت کامل و بیماریزای ایمریا هستند و چرخه طبیعی خود را در بدن پرنده طی میکنند.
- سویههای تخفیفحدتیافته (Precocious Lines): از طریق انتخاب مکرر سویههایی که سریعتر به مرحله تولید اووسیت میرسند یا با پاساژ مکرر در جنین جوجه، به گونهای اصلاح شدهاند که سرعت چرخه زندگی آنها بیشتر و قدرت بیماریزاییشان به مراتب کمتر از سویههای میدانی است.
واکسنهای تجاری موجود برای جوجه گوشتی معمولاً ترکیبی از ایمریا آسرولینا، تنلا و ماکسیما را پوشش میدهند؛ در حالی که واکسنهای اختصاصی مرغ مادر و پولت تخمگذار دامنه وسیعتری از گونهها از جمله نکاتریکس، میتیس و پرکوکس را نیز در بر میگیرند.
روشهای تجویز واکسن
واکسنهای زنده کوکسیدیوز به چند روش قابل تجویز هستند:
- اسپری درشتذره (Coarse Spray): رایجترین روش در جوجهکشی؛ واکسن به صورت اسپری روی جعبه جوجهها پاشیده میشود و جوجهها هنگام پرزدادن و تمیز کردن بدن، آن را میبلعند.
- ژل خوراکی (Gel Puck): قطرات ژل حاوی واکسن در کف جعبه جوجه قرار میگیرد و جوجهها با نوک زدن به آن، واکسن را دریافت میکنند.
- تزریق ایناوو (In Ovo): تزریق مستقیم واکسن به داخل تخم جنیندار، معمولاً در روز ۱۸ تا ۱۹ دوره جوجهکشی؛ این روش در حال گسترش است و میتواند همزمان با واکسن مارک انجام شود.
- افزودن به آب یا خوراک: در هفته اول زندگی جوجه، کاربرد کمتری نسبت به روشهای جوجهکشی دارد.
نکته کلیدی در موفقیت واکسیناسیون، سلامت روده جوجه در زمان دریافت واکسن است؛ در صورتی که روده سالم باشد و واکسن بهدرستی تجویز شده باشد، اووسیتهای زنده واکسن پس از بلعیده شدن توسط جوجه، به سرعت در بدن آن تکثیر و از طریق بستر به سایر جوجههای گله منتقل میشوند و ایمنی گلهای شکل میگیرد.
یکی از مهمترین مزایای واکسنهای تخفیفحدتیافته این است که اووسیتهای واکسن در بستر با سویههای میدانی مقاوم به دارو آمیزش یافته و جمعیتی از ایمریا با حساسیت دارویی بازیابیشده و بیماریزایی کمتر ایجاد میکنند. به همین دلیل، ترکیب متناوب واکسیناسیون و درمان دارویی میتواند عمر مفید کوکسیدیوستاتهای موجود را طولانیتر کند.
در برنامههای تولید «بدون آنتیبیوتیک» (Antibiotic-Free یا ABF)، واکسن اغلب جایگزین کامل یونوفرهها میشود. مطالعات میدانی نشان دادهاند در گلههایی که با واکسن غیرتخفیفحدتیافته کنترل شدهاند، اوج دفع اووسیت چند روز زودتر از برنامههای شاتل دارویی رخ میدهد، اما تفاوت معنیداری در حداکثر تعداد اووسیت دفعی بین دو روش مشاهده نشده است؛ به عبارت دیگر، از نظر کنترل بار انگلی، واکسیناسیون میتواند عملکردی قابل مقایسه با برنامههای دارویی شاتل داشته باشد.
برنامههای چرخشی و شاتل
از آنجا که هیچ کوکسیدیوستاتی به تنهایی نمیتواند برای مدت طولانی بدون بروز مقاومت دارویی مؤثر باقی بماند، صنعت طیور دو راهبرد مکمل برای به تأخیر انداختن مقاومت به کار میگیرد:
- برنامه چرخشی (Rotation Program): در این روش، نوع دارو یا خانواده دارویی (یونوفره یا شیمیایی) بین دورههای متوالی پرورش (هر دوره یا هر چند دوره یکبار) تعویض میشود تا انگل به طور مداوم در معرض یک مکانیسم اثر واحد قرار نگیرد.
- برنامه شاتل (Shuttle Program): در این روش، در طول یک دوره پرورش، دارو تغییر میکند؛ الگوی رایج آن است که از یک کوکسیدیوستات شیمیایی (مانند نیکاربازین) در فاز آغازین (معمولاً صفر تا ۲۰ تا ۲۱ روزگی) استفاده شود و سپس تا پایان دوره به یک یونوفره پلیاتر تغییر یابد.
ترکیب نیکاربازین در فاز آغازین و یک یونوفره در فاز رشد و پایانی، دقیقاً همان الگویی است که در بخش نیکاربازین این مقاله به آن اشاره شد و یکی از رایجترین برنامههای شاتل در آمریکای شمالی طی فصل زمستان است. طبق برآوردهای صنعتی، بیش از یک سوم تولیدکنندگان جوجه گوشتی در آمریکا از واکسن، به صورت مستقل یا در ترکیب با برنامههای چرخشی و شاتل، در راهبرد کنترل کوکسیدیوز خود استفاده میکنند.
انتخاب دارو برای هر فاز باید بر اساس الگوی مقاومت گزارششده در منطقه، سابقه مصرف دارویی مزرعه و فصل تولید (با توجه به اثر متفاوت هر دارو روی مصرف آب و تحمل گرمایی) انجام شود؛ به همین دلیل تدوین برنامه چرخشی یا شاتل بهتر است با مشورت دامپزشک ناظر گله و بر اساس دادههای محلی صورت گیرد، نه صرفاً تقلید از یک الگوی خارجی.
راهکارهای مکمل و جایگزین
محدودیتهای روزافزون مصرف آنتیبیوتیک در خوراک طیور و افزایش مقاومت دارویی، پژوهشهای زیادی را به سمت راهکارهای مکمل یا جایگزین کوکسیدیوستاتهای کلاسیک سوق داده است. مهمترین این راهکارها که معمولاً در کنار (نه لزوماً به جای) دارو یا واکسن استفاده میشوند عبارتاند از:
- فیتوژنیکها (ترکیبات گیاهی): اسانسها و عصارههای گیاهی با اثرات ضدانگلی، ضداکسیدانی و تقویتکننده سلامت روده.
- پروبیوتیکها و پریبیوتیکها: با هدف تقویت میکروبیوم روده و رقابت با ایمریا و باکتریهای فرصتطلب ثانویه مانند کلستریدیوم پرفرژنس.
- اسیدهای آلی: کاهش pH محتویات روده و ایجاد محیط نامساعد برای رشد و بقای اووسیت.
- ایمونوگلوبولینهای اختصاصی و واکسنهای نوترکیب: در مرحله تحقیقاتی، با هدف ایجاد ایمنی هدفمندتر و کاهش وابستگی به اووسیت زنده.
تا امروز هیچیک از این راهکارها به تنهایی جایگزین کامل دارو یا واکسن نشدهاند، اما ترکیب هوشمندانه آنها با برنامههای دارویی و واکسیناسیون، بخشی از استراتژی کلی مدیریت کوکسیدیوز در گلههای بدون یا کمآنتیبیوتیک محسوب میشود.
جدول واژگان تخصصی انگلیسی به فارسی
| اصطلاح انگلیسی | معادل فارسی |
|---|---|
| Coccidiostat | کوکسیدیوستات |
| Coccidiocidal | کوکسیدیوسیدال (نابودکننده کوکسیدیا) |
| Ionophore | یونوفره |
| Polyether antibiotic | آنتیبیوتیک پلیاتر |
| Monovalent / Divalent cation | کاتیون تکظرفیتی / دوظرفیتی |
| Withdrawal period | دوره پرهیز (قطع مصرف پیش از کشتار) |
| Anticoccidial resistance | مقاومت ضدکوکسیدی |
| Synergism | همافزایی |
| Antagonism | آنتاگونیسم (تضاد اثر) |
| Folic acid antagonist | آنتاگونیست اسید فولیک |
| PABA (Para-aminobenzoic acid) | پیآمینو اسید بنزوئیک |
| Dihydrofolate reductase | دیهیدروفولات ردوکتاز |
| Mitochondrial respiration | تنفس میتوکندریایی |
| Sporozoite | اسپروزوئیت |
| Trophozoite | تروفوزوئیت |
| Schizont / Schizogony | شیزونت / شیزوگونی |
| Gametogony | گامتوگونی |
| Oocyst | اووسیت |
| Zootechnical feed additive | افزودنی زئوتکنیکی خوراک |
| Maximum Residue Limit (MRL) | حداکثر حد مجاز باقیمانده دارویی |
| Live non-attenuated vaccine | واکسن زنده غیرتخفیفحدتیافته (سویه وحشی) |
| Live attenuated vaccine (Precocious line) | واکسن زنده تخفیفحدتیافته (سویه زودرس) |
| Coarse spray vaccination | واکسیناسیون به روش اسپری درشتذره |
| Gel puck vaccination | واکسیناسیون به روش ژل خوراکی |
| In ovo vaccination | واکسیناسیون ایناوو (داخل تخم جنیندار) |
| Rotation program | برنامه چرخشی |
| Shuttle program | برنامه شاتل |
| Antibiotic-Free (ABF) production | تولید بدون آنتیبیوتیک |
| Phytogenic | فیتوژنیک (ترکیب گیاهی) |
| Probiotic / Prebiotic | پروبیوتیک / پریبیوتیک |
| Organic acid | اسید آلی |
| Necrotic enteritis | تورم نکروتیک (عفونی) روده |
| EFSA (European Food Safety Authority) | مرجع ایمنی غذایی اروپا |
منابع
- Coccidiosis Control in Broilers with the use of Vaccines — Aviagen/Ross Tech Note: aviagen.com/.../Ross-TechNote-Coccidiosis
- Attenuated strains in coccidiosis vaccines — HIPRA: hipra.com/.../attenuated-strains-coccidiosis-vaccines
- Parent E. et al. Live non-attenuated coccidiosis vaccine vs. shuttle anticoccidial programs — PubMed: pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/29897515
- Vaccinations and Functional Feed Supplements as Alternatives to Coccidiostats — PMC: pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC12427247
- Coccidiostats in the European Union: Challenges and Perspectives — EW Nutrition: ew-nutrition.com/coccidiostats-european-union
- ساختار شیمیایی داروهای یونوفره — ScienceDirect: sciencedirect.com/.../S0960894X12011924